محمد بن زكريا الرازي
91
كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )
4 ) آبلههائى كه دانههاى سفيد درشت داشته باشند نوعى از آن بدخيم و كشنده است و آن نوعى است كه دانهها بهم پيوسته و پهن شده باشد ، بقسمتى كه تعدادى از آنها به صورت يكپارچه درآمده و موضع بزرگى را از بدن بگيرد و شبيه دائرههاى نسبة بزرگى به نظر مىرسد كه در رنگ بمانند پيه مىباشند . 5 ) اما آبلههاى سفيد و بسيار خرد و متصل به يكديگر كه سخت و زگيلى و بىآب باشند ، از نوع آبلههاى ردى است و بدخيمى آنها به ميزان دشوارى در نضج آنهاست ، و اينكه حال بيمار پس از خروج دانهها سبك نمىشود ، درصورتىكه حال بيمار پس از بيرون زدن تمام آبلهها بد شد ، از نوع آبلههاى كشنده مىباشد . 6 ) آبلههائى كه رنگ آنها متمايل به سبزى و بنفشى و سياهى باشد تمامشان بدعاقبت و كشنده مىباشند . 7 ) اگر بيمار تنگى نفس گرفت و يا حالت غشى بر او عارض شد تماما نشانه هاى بدترين نوع آبلههاى مهلك است . 8 ) هرگاه پس از ظهور آبله تب بيمار زياد شد ، آن هم از نوع آبله بدخيم است ، ولى اگر تب بيمار به كمى گرايد ، از نوع بىخطر است . 9 ) آبله مضاعف دلالت بر زيادى ماده مرضى است ، كه اگر از نوع بىخطر باشد سلامت آن كمتر است و اگر از نوع مهلك باشد به هلاكت نزديكتر باشد . 10 ) سالمترين نوع سرخكها سرخكى است كه سرخى آن زياد نباشد ولى نوع تيرهرنگ آن بدخيم مىباشد . 11 ) سرخكهائى كه برنگ سبز و بنفش باشند از نوع مهلكند . 12 ) اگر آبله و سرخك پس از بروز يكباره و ناگهان به داخل فروروند و توليد ناراحتى شديد و غشى و تعب كنند ، دنباله آن غشى مهلك بسرعت دست خواهد داد ، مگر آنكه دانهها دوباره بيرون بزنند ( ظاهر شوند ) . 13 ) درصورتىكه آبله از همان روز اول تب ظاهر گرديد ، از نوع آبلههاى